|
تبلیغات
ارتباط با مدیر
نویسندگان وبگاه
آرشیو مطالب
شهریور 1393اردیبهشت 1393فروردین 1393بهمن 1392دی 1392آذر 1392آبان 1392مهر 1392شهریور 1392تیر 1392شهریور 1391تیر 1391خرداد 1391فروردین 1391دی 1390آذر 1390آبان 1390تیر 1390خرداد 1390اردیبهشت 1390فروردین 1390اسفند 1389بهمن 1389
دیگر امکانات
|
نویسنده ahlebaet در چهارشنبه 27 بهمن 1389 |
ارسال نظر(0)
شکمي که هرگز سير نشد!![]() نسايي يکي از شش دانشمند بزرگ اهل تسنن است که يکي از «صحاح سته» را به رشته تحرير در آورده است. «صحاح سته» به مجموع شش کتاب حديثي اهل تسنن گفته مي شود که در ديدگاه آنان از اعتبار و صحت بالايي برخوردار است. بنابراين مي توان گفت که نويسندگان اين شش کتاب نيز مقبوليت ويژه اي در ميان اهل تسنن دارند. نسايي که متولد سال 215 هجري قمري است، محبت ويژه اي نسبت به اهل بيت داشته است. به همين خاطر کتابي را با نام «خصايص امير المومنين علي بن ابي طالب» در مورد فضايل امير مومنان نوشت. او در مورد علت نگارش اين کتاب مي گويد: «وقتي وارد شام شدم، مردم آن سامان را منحرف از علي يافتم، از اين رو به نگارش اين کتاب روي آوردم تا باعث هدايت آنان شود.» (سير اعلام النبلاء، ج 14، ص 129) شاميان که کينه امام علي عليه السلام را در دل مي پروراندند و از جمله دشمنان اصلي و اصيل امير مومنان به حساب مي آمدند، چنين کتابي را برنتابيدند و پس از نگارش آن از نسايي خواستند تا حداقل کتابي را در فضايل و ويژگي هاي معاويه نيز بنگارد. پاسخ نسايي در برابر اين درخواست نابجا چنان دندان شکن بود که مقدمات مرگ او را فراهم کرد. وي در پاسخ چنين گفت: «چه بنويسم درباره کسي که پيامبر خدا او را نفرين کرد و درباره اش فرمود: خداوند شکمش را سير نکند.» آنان با شنيدن اين سخن، او را مورد هجوم قرار دادند و پس از ضرب و شتم فراوان از مسجد و در نهايت از شهر بيرون کردند. او که پيرمردي ضعيف بود و به خاطر اين ضرب و شتم مجروح و عليل هم شده بود، به مکه رفت و در آنجا از دنيا رفت و ميان صفا و مروه مدفون شد.(تهذيب التهذيب، ج1، ص 33) بنابراين بي راه نيست اگر او را شهيد راه علي عليه السلام بخوانيمش.
اما داستان نفرين معاويه چيست؟ شکمي که هرگز سير نشد! به گواه تاريخ، پيامبر خدا بارها معاويه (و همچنين پدرش ابوسفيان) را نفرين کرده که نمونه بارز آن همان جريان مشهوري است که نسايي به آن اشاره کرده است. اين قبيل روايات که هم در منابع روايي و تفسيري اهل تسنن و هم در منابع مهم شيعه وجود دارد، هيچ جايي براي انکار باقي نگذاشته است. به همين خاطر برخي از بزرگان اهل تسنن که قايل به عدالت همه صحابه از جمله معاويه هستند، ضمن پذيرش اين روايات، توجيهات اعجاب انگيزي را ارائه داده اند. ابن ابي الحديد درباره معاويه مي گويد: «او به پرخورى و شيفتگى خوراک مشهور بود. شكم او چندان بزرگ بود كه وقتي مي نشست روى رانهايش مى افتاد. معاويه در عين حال كه در مورد صله دادن و اعطاي اموال، بخشنده بود، اما در مورد خوراک بخل مي ورزيد.
آنان بر اين باورند که پيامبر نيز همانند ديگران عصباني مي شده و برخي از مومنان را که مستحق نفرين و ناسزا نبوده اند، نفرين مي کرده است. بنابر روايتي که ابوهريره از پيامبر نقل کرده، چنين نفرين هايي نه تنها تاثيري ندارد بلکه تقرب نفرين شده را در روز قيامت به دنبال خواهند داشت!!! بر اساس اين روايت نفرين پيامبر براي کساني که مستحق نفرين نبوده اند، رحمت است و معاويه يکي از کساني است که شايسته نفرين پيامبر نبوده است. عجيب تر آنکه گفته اند چنين نفرينهايي نه تنها نشان از پستي معاويه نيست بلکه از جمله مناقب و فضايل او نيز به حساب خواهد آمد!!(صحيح مسلم بشرح النووي، ج 16، ص 392) شما پس از شنيدن داستان، خود قضاوت کنيد که آيا معاويه مستحق نفرين بوده يا نه؟ ثانيا پيامبري که از روي عصبانيت کسي را نفرين کند، همان پيامبر دلسوز ما است؟ ثالثا ... . اما پيش از نقل اين جريان بايد دانست که معاويه پس از فتح مکه يعني در سال هشتم هجري ايمان آورده و تنها دو سال پيامبر خدا را درک نموده است. همچنين به دليل آنکه در آن دوران باسوادان جامعه بسيار اندک بودند، مسئوليت نگارش وحي و همچنين کتابت نامه ها بر دوش همين تعداد اندک قرار مي گرفت. معاويه نيز که يکي از همين افراد بود در همين دو سال آخر عمر پيامبر مسئوليت نگارش نامه هاي پيامبر را بر عهده گرفت. ![]() ابن عباس مي گويد: «در يکي از روزها من با کودکان بازي مي کردم که پيامبر آمد و به من فرمود: برو و به معاويه بگو تا نزد من بيايد (و نامه اي بنگارد). من نيز به در خانه او رفتم و او را به سوي پيامبر خواندم. اما او پيغام داد که مشغول غذا خوردن است. من هم به خدمت پيامبر رسيدم و جريان را گفتم. حضرت فرمود: دوباره برو و او را بياور. بار دوم هم که به در خانه او رفتم، پيغام داد که مشغول غذا خوردن است. خدمت پيامبر رسيدم و همان جريان براي بار سوم اتفاق افتاد. هنگامي که براي مرتبه سوم خدمت پيامبر رسيدم و جريان را عرض کردم، حضرت فرمود: لا أَشْبَعَ اللَّهُ بَطْنَهُ؛ خداوند شکمش را سير نسازد. امير مومنان علي عليه السلام نيز در نهج البلاغه خطاب به ياران خويش مي فرمايد: آگاه باشيد كه پس از من بزودى مردى با گلوي گشاده و شكم برآمده بر شما چيره خواهد شد. او هر چه بيابد، مي خورد و تلاش مي کند آنچه ندارد به دست آورد. (خطبه 57)
اين جريان در صحيح مسلم (ج 4, ص 2010، ح 96) که دومين کتاب معتبر اهل تسنن به شمار مي آيد نيز آمده است. بيهقي پس از نقل اين روايت به نکته جالبي اشاره مي کند. وي مي گويد: «کسي که اين حديث را از ابن عباس شنيده، گفته است که از آن پس هيچگاه شکم معاويه سير نشد.» بيهقي در ادامه مي گويد: «و اين نشانگر استجابت دعاي پيامبر است.»(دلائل البيهقي، ج 6، ص 242)
خليفه شکمبارهابن ابي الحديد درباره معاويه مي گويد: «او به پرخورى و شيفتگى خوراک مشهور بود. شكم او چندان بزرگ بود كه وقتي مي نشست روى رانهايش مى افتاد. معاويه در عين حال كه در مورد صله دادن و اعطاي اموال، بخشنده بود، اما در مورد خوراک بخل مي ورزيد. معاويه هنگامي که بر سر سفره مي نشست، به کم قانع نبود و فراوان مي خورد، اما با اين حال سير نمي شد. هنگامي که دستور مي داد سفره را جمع کنند، مي گفت: به خدا سوگند سير نشدم ولى خسته و ملول گشتم. (شرح نهجالبلاغة ابن أبي الحديد، ج 4، ص 54) يکي از شاعران عرب در اين باره گفته است: و صاحب لي بطنه كالهاوية كأن في أحشائه معاوية «دوستي دارم که شکمش همانند چاه هاي جهنم است. گويا که معاويه در احشاء و شکم او است». امير مومنان علي عليه السلام نيز در نهج البلاغه خطاب به ياران خويش مي فرمايد: آگاه باشيد كه پس از من بزودى مردى با گلوي گشاده و شكم برآمده بر شما چيره خواهد شد. او هر چه بيابد، مي خورد و تلاش مي کند آنچه ندارد به دست آورد. (خطبه 57) خوب است که از اين داستان يک نتيجه اخلاقي هم بگيريم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «دلها را با خوردن و آشاميدن زياد نميرانيد؛ زيرا همان گونه كه زراعت بر اثر آب زياد از بين مى رود، دلها نيز بر اثر پرخورى مى ميرند.» (تنبيه الخواطر، ج 1، ص 46) لینک دوستان ما
آخرین مطالب وبگاه
|
درباره وبگاه
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ وَ أَسِیرِ الْکُرُبَاتِ صَلاةً نَامِیَةً زَاکِیَةً مُبَارَکَةً یَصْعَدُ أَوَّلُهَا وَ لا یَنْفَدُ آخِرُهَا أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلادِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْإِمَامِ الشَّهِیدِ الْمَقْتُولِ الْمَظْلُومِ الْمَخْذُولِ وَ السَّیِّدِ الْقَائِدِ وَ الْعَابِدِ الزَّاهِدِ الْوَصِیِّ الْخَلِیفَةِ الْإِمَامِ الصِّدِّیقِ الطُّهْرِ الطَّاهِرِ الطَّیِّبِ الْمُبَارَکِ وَ الرَّضِیِّ الْمَرْضِیِّ وَ التَّقِیِّ الْهَادِی الْمَهْدِیِّ الزَّاهِدِ الذَّائِدِ الْمُجَاهِدِ الْعَالِمِ إِمَامِ الْهُدَى سِبْطِ الرَّسُولِ وَ قُرَّةِ عَیْنِ الْبَتُولِ صلى الله علیه و آله و سلم اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى سَیِّدِی وَ مَوْلایَ کَمَا عَمِلَ بِطَاعَتِکَ وَ نَهَى عَنْ مَعْصِیَتِکَ وَ بَالَغَ فِی رِضْوَانِکَ وَ أَقْبَلَ عَلَى إِیمَانِکَ غَیْرَ قَابِلٍ فِیکَ عُذْرا سِرّا وَ عَلانِیَةً یَدْعُو الْعِبَادَ إِلَیْکَ وَ یَدُلُّهُمْ عَلَیْکَ وَ قَامَ بَیْنَ یَدَیْکَ، لینک های مفید
موضوعات وبگاه
دلنوشته هاداستانی کوتاه ...پیامک های ماه رمضانفضیلت و مناسب های ماه رمضاناحادیث ماه رمضانماه رمضانزندگینامه حضرت زهرا (س)زندگینامه مهدی(ع)زندگینامه پیامبر(ص)زندگینامه امام حسن عسکری(ع)زندگینامه امام هادی(ع)زندگینامه امام جواد(ع)زندگینامه امام موسی کاظم(ع)زندگینامه امام موسی کاظم(ع)زندگینامه امام جعفر صادق(ع)زندگینامه امام رضا(ع)زندگینامه امام حسین(ع)عاقبت قاتلان امام حسین(ع)پیامک های میلاد امام حسن عسکری(ع)فلسفه حجاب از دیدگاه قرآنفضیلت و خواص سوره الرحمنعکس مذهبیعکسآیا میدانید؟؟؟سحر غار حرا خورشید باران بود(شعر مبعث) خاندان نفرین شده وصایای پیامبرانه بیتابتر از ستون حنانه آخرین جمله پیامبر آخرین طوفانی که بعد از پیامبر (ص) برخاست چهل مروارید از اقیانوس کلامی نبی نمی از یم خلق عظیم نبوی بر وصیت پیامبر خدا (ص) چه گذشت؟ شکمی که هرگز سیر نشد! سربازی در عصر ما! سوسماری که سخن گفت! مردی که منافقان را شناخت! پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله و سلمعلائم ظهور امام زمانچهل حدیث از امام زمانخلاصه ای از زندگانی امام حسینورود امام حسین به کربلاامام حسین(ع)بانک احادیثپیامک های میلاد پیامبر و امام جعفر صادقsmsسخنانی از بزرگاناربعین تاسوعا و عاشورامتفرقهداستان های قرآنیپیامک های اربعینزندگی نامه اهل بیت (ع)زندگینامه حضرت علی (ع)زندگینامه امام حسن(ع)زندگینامه امام زین العابدین(ع)زندگینامه امام سجاد(ع)
پیوندهای روزانه
برچسب ها
|